مقاله نو دولت‌شهرگرايي به مثابة صورت جديد شهري‌شدن سياست

    —         —    

ارتباط با ما     —     لیست پایان‌نامه‌ها

... دانلود ...

بخشی از متن مقاله نو دولت‌شهرگرايي به مثابة صورت جديد شهري‌شدن سياست :


سال انتشار : 1396

تعداد صفحات :53

هدف این جستار, نشان‌دادن امکان و ضرورت نودولت‌شهرگرایی به عنوان صورتی نوین از دموکراسی است؛ صورتی نوین از دموکراسی که در آن, شهر و شهروندی در پرتو «قلمروزدایی» و تکثرگراییِ جماعت‌گرایانه, صورتی ذهنی و فرهنگی به جای کالبدی-تمدنی می‌یابند. در این مقاله, نودولت‌شهرگرایی چنین معرفی شده است: عبور از مفاهیم خودی و غیرخودی, عبور از جهان سلسله‌مراتبی و عمودی به جهان افقی, غیرسرزمینی‌بودن یا ذهنی-فرهنگی‌بودن, تعدیل لیبرالیسم به سبب تفرّدگرایی مفرط با استمداد از نگاه جماعت‌گرایانه, تأکید بر مفهوم «اصالت» یا «ارزشمندی تفاوت» فرای مفهوم «کرامت», افول مفاهیم کلانی چون جامعه و تولد و تکثر جماعت به جای آن. نودولت‌شهرگرایی, در بستر جماعت‌گرایانه و با نگاه جهانی‌شدن, در عین اذعان به مشروعیت خرده‌فرهنگ‌ها و فرهنگ‌های محلی و سنتی, نگاهی غیرفیزیکی و غیرکالبدی به مقوله شهر و شهری‌شدن افکنده است. پرسش مقاله این است که چگونه می‌توان به تفاهمِ میان مفهوم شهروندیِ مسئولانه و حقوق بشر کنونی رسید؟ فرضیه در قبال این پرسش آن است که در پرتو قلمروزدایی از شهر و مفهوم شهروندی, می‌توان به تفاهم مزبور رسید. چارچوب نظری این مقاله, «نظریه بدن بدون اندام» ژیل دُلوز بوده و روش آن, تحلیلی-توصیفی با استفاده از داده‌های کتابخانه‌ای است. قلمروزدایی در این مقاله, از آنجایی که با اصالت «تفاوت» و پذیرش «تخاصم» ملازم شده است, اتهام کارل اشمیت به لیبرالیسم را مبنی بر آن که لیبرالیسم با قلمروزدایی و جهان‌وطن‌گرایی, تخاصم را مرز‌زدوده و بنابراین وسیع تر می‌کند, نمی‌پذیرد و بر خود وارد نمی‌داند.

لینک کمکی